سبحان و شیطنت ؟؟؟!!!
هر روز که میگذره من بیشتر از پیش عاشقت میشم مخصوصا الان که حسابی کنجکاوی و کلی کارا میکنی که بعضی اوقات از عصبانیت دیوونه ام میکنی اما تمام اینها فقط و فقط با یه لبخندت برطرف میشه خلاصه گل نازم دیروز واسه اولین بار بهت گوجه سبز دادم طبق معمول همشو کردی تو دهنت و بعد هم در آوردی و یه نگاه بهش کردی و فکر کردی توپه و قلش دادی رو زمین .
الان که اینها رو می نویسم تو خونه چهار دست و پا راه میری و همه جا سرک میکشی و یاد گرفتی خم میشی و از لای پات ما رو نگاه میکنی و دالی میکنی و میگی ( ده )
امشب به اتفاق شما و بابایی رفتیم پارک و بعد از کلی بازی ، پفک و چیپس خریدیم و رفتیم بالای کوه و نشستیم به خوردن و من و بابایی حرف می زدیم وقتی هم که به شما نگاه کردیم قیافه ات شده بود عین پفکا کلا شما لطف کرده بودیو لباسای نویی که تنت کرده بودمو برای زیبایی بیشتر پفکی کرده بودی .
وقتی هم داشتیم بر می گشتیم فرمون ماشین رو گرفته بودی و ول نمی کردی و جیغ می زدی که بابایی دستشو برداره که شما رانندگی کنی منم چند تا عکس ازت گرفتم به عنوان مدرک جرم !!!! همه نی نی ها همیار پلیسن اما شما قانون رو نقض می کنی واقعا عیییییییییبه آقا سبحان

اینجا همه حواست به جلوته که یه وقت تصادف نکنی و به هیچ کس محل نمیدی

اینجا هم چون من صدات زدم و حواستو پرت کردم عصبانی شدی و سرم داد زدی
اینم قیافه ناراحتت موقع دعوا کردن من


پرنس من دوستت دارم یه دنیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییا
عاااااااااااااااااااااشقتم بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس



سبحان و شیطنت ؟؟؟!!! 
